
چرا خموش بمانم چرا سكوت كنم
براي تان نگرانم چرا سكوت كنم
گذشت و پاي رسيدن نداشتيم اي قوم
و هيچ ناي دويدن نداشتيم اي قوم
دوباره فاصله افتاده بين ما و خدا
زخاطر همه رفته است سوز واشك و دعا
زچشم ماست كه اينقدر آسمان خشك است
كه ابر فاجعه باريد و چشممان خشك است
چه شد كه ياد شهيدان ز ياد مارفته است
شكوه غيرت و آزادگي كجا رفته است
دمي كه راحت لذت به جانمان افتاد
دعا و ذكر ونياز از زبانمان افتاد
هميشه از نفس لاله باغ روشن بود
درون كوچه دو صد چلچراغ روشن بود
زمانه طي شد و اوضاع جور ديگر شد
رسيده ها همه رفتند و باغ بي بر شد
از عاشقي وحماسه فقط مزاري ماند
چفيه اي وپلاكي به يادگاري ماند
دلم براي غريبي باغ مي سوزد
به سوگ خامشي چلچراغ مي سوزد
شب وداع كه لبخند آخرش راديد
مصيبتي كه نمي كرد باورش را ديد
هنوز باور او نيست بر نمي گردد
به دوش مردم اگر چه دلاورش را ديد
لبي نداشت بوسد،دلش چقدر گرفت
پدر رسيد و فقط نعش بي سرش را ديد
حسين وار به دامان گرفت و نجوا كرد
دمي كه پيكر پر زخم اكبرش را ديد
شكسته در قفس انتظار وتنهايي
چگونه مي شود اينگونه مادرش را ديد
بخوان به سوگ عروسي كه صبح روزنخست
فقط لباس پر خون همسرش را ديد
بخوان به ياد شهيدي كه آسمان وزمين
شكوه نغمه الله اكبرش را ديد
خدا كند كه شهيدانه اهل عشق شويم
كه هركه عشق نورزيد كيفرش را ديد
كبوتران مهاجر ،صنوبران شهيد
شكوه خلقت آدم ،پيمبران اميد
شما زه غربت و وحشت امان مان داديد
حريم امن خدا را نشانمان داديد
اگرچه تربت تان در غبار خاموشي است
وهر كه مانده سرش بر مزار خاموشي است
اگر چه زين همه غربت دلي نمي گيرد
كسي به ياد شما محفلي نمي گيرد
شهيد زخم زبانند دوستان شما
دچار صد جريانند دوستان شما
هنوزخلوت تان بانگ ربنا دارد
هنوز تربتتان بوي كربلا دارد
و شهرما به دعاتان هنوز محتاج است
به شور وحال و صفاتان هنوز محتاج است
مگو دگر شهدا را به خواب بايد ديد
ومرد حادثه را كنج قاب بايد ديد
هنوز عرصه اين جاده مرد مي طلبد
وخاك دشت جنون اهل درد مي طلبد
براي مرد محال است مرگ در بستر
خوشا خروش و خطر،خشم وخون و خاكستر
به چشم شيعه مولا هراس بي معناست
شكست وخستگي والتماس بي معناست
به صبح روشن فردا طليعه از خون است
زمانه طي شد واوضاع جور ديگر شد
رسيده ها همه رفتند و باغ بي بر شد
دلم براي غريبي باغ مي سوزد
به سوگ خامشي چلچراغ مي سوزد
اگر كه عهد كنيم اين چنين نخواهد ماند
و پرچم شهدا بر زمين نخواهد ماند
سروده احمد رضا الياسي